|
خاطرات هشت سال دفاع مقدس
|
|
نوشته شده توسط مهرانی
|
|
يكشنبه ۱۶ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۰۱:۰۲ |
|
بعد از مجروحیت در عملیات والفجر 8 یکی از پرستارهای بخش، با بقیه خیلی فرق داشت. حدوداً 17 سال سن داشت و آن طور که خودش میگفت، از خانوادهای پولدار و بالاشهری بود. همواره آرایش غلیظی میکرد و با ناخنهای بلند لاک زده میآمد و ما را پانسمان میکرد. با وجودی که از نظر من و امثال من، بدحجاب و ناجور بود، ولی برای مجروحها و جانبازها احترام بسیاری قائل بود و از جان و دل برایشان کار میکرد. ...بقیه در ادامه مطلب
|
|
ادامه مطلب...
|