خاطرات محل کار
موسسه شوهریابی PDF چاپ
( 2 امتیازها )
خاطرات محل کار
نوشته شده توسط taraneh_30   
دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۴۵

به حق چیزهای ندیده موسسه شوهر یابی باور نمی کردم اما وقتی یکی از دوستام تصویر این آگهی رو برام فرستاد باورم شد .

آیا واقعا تو ایران اینقدر کمبود شوهر شده که برای شوهر کردن باید بنگاه شوهر یابی تاسیس کرد . اصلا این چنین مکانی قانونیه یا نه ، بعد در این مکان مثلا چکار می کنن خانمی می ره و اطلاع می ده که من یه شوهر می خوام اگه اینطوری باشه باید گفت واقعا افسوس .

 

ادامه مطلب...
 
در بیمارستان 1 PDF چاپ
( 2 امتیازها )
خاطرات محل کار
نوشته شده توسط وراچ   
جمعه ۱۴ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۰۸:۴۰

دو تاکشیک پشت سر هم واستادم ٬یعنی واقعا خسته شدم٬اولی که کشیک خودم بود و دومی مجبوری ٬چون جای دوستم موندم و اون قول داده یکی از کشیک های اخر ماه من رو جای من وایسته

- یه خانمی باردار هفته دهم با لکه بینی و درد زیر شکم بستری شد ٬و از اونجای که بیشتر از همه پزشکا می دونست ٬و  دلیلش اینکه معاینه برای زن باردار خطرناکه ٬با نوشتن در خواست از معاینه خودداری کرد٬ و منتظر موند تا صبح بشه و دکتر اتاقش اونو معاینه کنه٬در اینجور مواقع کسی حوصله همچین بیماری رو هم نداره ٬همه چیز با همون نامه اش موکول شد به فردا٬و توصیه های ما به خرجش نرفت که نرفت چون می گفت دو روز پیش سونو داده و سونو هم  زیاد گرفتنش خطرناکه ٬خلاصه به صبح نکشید جنین سقط  شد

ادامه مطلب...
 
دختر بی گناه PDF چاپ
( 1 امتیاز )
خاطرات محل کار
نوشته شده توسط تنهایی   
پنجشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۰۶

در بیمارستان دیدمش  همین  چند وقت پیش  همراه با خانومی امده بود که  شبیه مادر نبود . کودک صورت لاغر و زردی داشت  امده بود دستش را گچ بگیرد  هنوز مدرسه نمیرفت ۵ یا ۶ سال بیشتر نداشت  با وجود سن کم مثل یک خانوم بزرگ بود .  لباسهای شیک و گرانقیمتی تنش بود

ادامه مطلب...
 
خود اظهاری یا خود ارض...... PDF چاپ
( 7 امتیازها )
خاطرات محل کار
نوشته شده توسط کتی   
سه شنبه ۰۴ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۵۶

مکان:جلسه رسمی مدیران کانون (فرهنگی آموزش)  شخص سوتی دهنده : شخص شخیص یکی از دوستان بنده ماجرا: خانم نوبت توضیحاتش شده (پشتیبانه کانونه) تق تق رفت اون جلو وایساد شروع کرده به حرف زدن .....اومد بگه :بر اساس لیست خود اظهاری دانش اموزان.....گفت: بر اساس لیست خو  د ار ضا  یی  دانش اموزان!!!!!!!!!!!!!!!!!!!چند ثانیه سکوت برقرار شد (دوست جون که مکث نکرد خانوما سکوت کردن ببینن درس شنیدن آیا؟!)*یه هو سالن ترکید (اسمایلی خنده قاه قاه!).....بیجنبه ها خب اشتباه کرد دیگه....اینهمه خنده داشت؟؟؟؟...دوست خجالتی !!! ما لبو شد طفل{jcomments on}ک !

 


JBolo!

Please login to be able to chat.

ورود / عضویت

حاضرین در سایت

 634 مهمان حاضر

آمار بازدیدکنندگان

اعضای ویژه سایـــت