خاطرات دوران نامزدی و ازدواج
داستان عشق حمید PDF چاپ
( 24 امتیازها )
خاطرات دوران نامزدی و ازدواج
نوشته شده توسط سپیده   
شنبه ۱۸ دی ۱۳۸۹ ساعت ۱۹:۲۵

روزی که حميد از من خواستگاری کرد با شادی و شعف و با سراسيمگی آن را پذيرفتم. یافتن همسری مانند حميد با شرايط او شانسی بود که هميشه به سراغ من نمي آمد و من جزو معدود دخترانی بودم که توانسته بودم همسر پاک و نجيبی مانند حميد را پيدا کنم.....

ادامه مطلب...
 
من = عزرائيل!!!! PDF چاپ
( 5 امتیازها )
خاطرات دوران نامزدی و ازدواج
يكشنبه ۲۳ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۰۹:۲۴

الو سلام....سلام خانمي. چطوري؟.... ممنون خوبم تو چطوري؟.... منم خوبم. دلم برات تنگ شده عزيزم

منم همينطور كي مياي؟.....معلوم نيست. سرم خيلي شلوغه

ادامه مطلب...
 
به عروسي رفتم، ولي نه اينبار با كلاس!!!! PDF چاپ
( 4 امتیازها )
خاطرات دوران نامزدی و ازدواج
شنبه ۲۲ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۰۶:۲۱

پريشب عروسي دعوت بوديم

البته من دعوت نبودم، خانواده ي خانمم دعوت بودن كه به منم گفتن بيا

بنده سه تا برادر خانم دارم كه آدماي باحالين ، خيلي باحال

البته 90 دصد وقتا هم خيلي ضايع. چون از هر كاري كه از دستشون بر بياد انجام مي دن و از انجام دادن اون توي محافل عمومي هم دريغ نمي كنن

خلاصه ما رفتيم تالار....

ادامه مطلب...
 
خاطرات یک عروس فرنگی PDF چاپ
( 3 امتیازها )
خاطرات دوران نامزدی و ازدواج
نوشته شده توسط Seli   
دوشنبه ۱۷ آبان ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۱۹

دوشنبه
الان رسیدیم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جدید مستقرشدیم .
خیلی سرگرم کننده هست این که واسه ریچارد آشپزی می‌کنم . امروز می‌خوام یه جور کیک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده 12 تا تخم مرغ رو جدا جدا بزنین ولی من کاسه به اندازه‌ی کافی نداشتم واسه‌ی همین مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگیرم تا بتونم تخم مرغ‌ها رو توش بزنم

ادامه مطلب...
 


JBolo!

Please login to be able to chat.

ورود / عضویت

حاضرین در سایت

 635 مهمان حاضر

آمار بازدیدکنندگان

اعضای ویژه سایـــت